مرتضى راوندى
352
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بسيارى از شهرهاى معمور و آباد ، آثار گرانبهاى تمدن ديرين ملل آسيايى دستخوش نيستى و فنا گرديد و هزاران مدرسه و كتابخانه با معلمين و مدرسين آنها به خاك فنا افتادند و نامى از آنان باقى نماند . عطا ملك جوينى ، كه قريب نيم قرن بعد از استيلاى مغول ، كتاب تاريخ خود را نوشته ، اين حادثهء ناگوار را به اين نحو توصيف مىكند : « به سبب تغيير روزگار و تأثير فلك دوار و گردش گردون دون و اختلاف عالم بوقلمون ، مدارس درس مندرس و معالم علم منطمس گشته و طبقهء طلبهء آن ، در دست لگدكوب حوادث ، پايمال زمانهء غدار و روزگار مكار شدند . هنر اكنون همه در خاك طلب بايد كرد * زانكه اندر دل خاكند همه پر هنران اكنون بسيط زمين عموما و بلاد خراسان خصوصا كه مطلع سعادت و مبرات . . . و منبع علما و مجمع فضلا بود . . . از پيرايهء وجود . . . هنر و آداب خالى شد . » « 239 » عقيدهء مورخين غرب دربارهء مغول دهسن « 240 » در كتاب تاريخ مغول با مورخين شرقى در ذكر فجايع و بيدادگريهاى مغول همصدا شده مىنويسد : « وحشت و اضطرابى كه از اين قوم خونخوار در اروپاى غربى پديد شده بود ، به - قدرى عظيم بود كه سالنامهنويس آن زمان ماتيو پاريس در ذكر وقايع سال 1238 م . مىنويسد : « از ترس مغول ، ماهىگيران كاتلند و فريزلند جرأت نمىكردند از درياى شمال عبور كنند . سپس ضمن وقايع سال 1240 م . مىنويسد : « . . . آنان روى زمين را مانند ملخ فرا گرفته و به ممالك شرقى اروپا ، انواع بدبختيهاى هولناك وارد آوردند و آنجا را به خون و آتش كشيدند . . . ايشان نه انسان بلكه حيوانهاى سبع و درنده و عفاريتى به صورت آدميان هستند كه به خون تشنهاند و از گوشت انسان و حيوان غذا مىسازند . لباسشان چرم گاو است كه با لوحهاى آهن مسطور گشته . مردمانى كوتاه ، كلفت ، قوى ، خستگىناپذير ، و غير مغلوب ، كه پشتهاى خود را عريان ساخته و سينههاى خود را با زره پوشانيدهاند . خون ابناء نوع خود را با لذت مىآشامند . به دقايق شناورى و ملاحى آگاهند . . . هروقت خون به دست آنها نيفتد آب گلآلود مىآشامند . پير و جوان و زن و مرد در نظرشان يكسان است . با گلهء گوسفندان و زنان خود ، كه مانند مردان جنگاورى آموختهاند ، در اطراف جهان متفرقند ؛ به همين دلايل بود كه مسلمانان خواستند با مسيحيان همداستان شوند . . . » « 241 » در ممالك اسلامى ، تنها قسمت جنوبى ايران يعنى منطقهء قدرت اتابكان فارس و بلاد روم و هندوستان غربى با قبول خراجگزارى و تبعيت محض از امر خان مغول ، از تهاجم اين قوم خونخوار در امان ماند و جمعى از مردم فعال و علمدوست موفق شدند بهترين ذخاير مادى و معنوى خود را به آن نواحى منتقل كنند . در نتيجهء اين وضع ، كه محصول حسن سياست اتابكان فارس بود ، قسمتى از آثار
--> ( 239 ) . تاريخ جهانگشا ، پيشين ، ج 1 ، ص 4 به بعد . ( 240 ) . Dohssan ( 241 ) . تاريخ ادبيات در ايران از فردوسى تا سعدى ، پيشين .